دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
58
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
تيمور به رغم استحكامات محكم شهر در تصرف هرات دچار مشكلى نشد . غياث الدين پير على كه به هيچوجه چيرهدستى و قابليت پدر خود را نداشت ، نتوانست مردم شهر را براى دفاع از آن بسيج كند . تيمور با درايت و با افكندن جنگ روانى ، تاكتيك مناسبى از خود نشان داد و اعلام كرد كه جان و مال آنانى كه در جنگ شركت نكنند در امان است . او حتى پا را فراتر گذاشت و با يك مانور بلندنظرانه حدود دو هزار نفر اسير جنگى را آزاد كرد . پس از تصرف شهر ، تمام استحكامات آن جز ارك اختيار الدين ويران شد . گروه معتنابهى از شهروندان صاحب نام و با اعتبار نظير عالمان و فقيهان به شهر سبز زادگاه تيمور فرستاده شدند و از اهالى شهر ماليات زيادى گرفته شد . ديگر بخت با غياث الدين يار نبود و لذا خود را تسليم قدرت زيردست سابق پدر خود نمود و اين سعادت را پيدا كرد كه در مقام فرودست تيمور بار ديگر در قدرت باقى بماند . باوجود اين در سال 785 / 1383 هنگامى كه به او در دست داشتن در توطئهاى از سوى اعضاى خاندان هرات بدگمان شدند ، زندگى خود را از دست داد . ميرانشاه پسر تيمور حاكم چغتاى در هرات شورشى را در نطفه خفه كرد و اين شهر را ضميمه متصرفات خود نمود . او در سال 798 / 1396 يكى ديگر از بازماندگان آل كرت را در ضيافتى كه به افتخار او راه انداخته بود ، به قتل رسانيد . و بدين صورت طومار يكى از سلسلههاى محلى كه اهميت كمترى هم در تاريخ تمدن ايران نداشت ، پس از 130 سال درهم پيچيده شد . تيمور در همان سالى كه هرات را فتح كرد به طرف غرب برگشت يعنى جايى كه على بيك جانى قربانى كه به جاى برادرش حاكم كلات و توس شده بود و به دعوت تيمور در لشكركشى به هرات ل بيك نگفته بود . تيمور پس از يك محاصره طولانى سرانجام او را اسير ساخت و به ماوراء النهر فرستاد و كمى پس از آن دستور قتل او را صادر كرد . شمار قابل ملاحظهاى از مردم جانى قربان به سمرقند و حومه آن فرستاده شدند و همين افراد بعدها توجه مورخان را به خود جلب كردند « 1 » . تيمور يكى از پيروان خود به نام حاجى بيك را حاكم توس كرد و يك قيم چغتايى نيز براى او تعيين نمود و وى نيز تا زمان شورش خود در سال 791 / 1389 به حكومت پرداخت . اغلب اعتقاد بر اين است كه حاكم دولت سربدار سبزوار - خواجه على مؤيد - سرنوشتى شبيه سرنوشت حاكم جانى قربان داشته است . صاحبان اين نظريه ما را قانع مىسازند به اينكه تيمور او را تحت سيادت خود در آورد و چند سال بعد كه كارآيى خود را از دست داد ، او را از كارها بر كنار كرد . باوجود اين ژان اوبن ( Jean Aubin ) اخيرا اعلام داشته كه شرح اين حوادث چندان با
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به : رويمر ، در شمس الحسن ، صص 99 به بعد ، منقول از شامى ، جلد 2 ( توضيحات ) صص 46 ، 48 ، 49 ، 76 .